بایگانی برچسب‌ها: بیت العدل اعظم الاهی

از ساخت مشرق الاذكار حیفا چه خبر؟

بعد از صعود شوقی ربّانی، ایادیان امر و شخص روحیه ماكسول به این بهانه كه لازم است تا اهداف نقشه‌ی ده ساله‌ی جهاد كبیر بهائی به موقع به مرحله‌ی اجرا درآید، زمام امور را به‌دست گرفته و خودسرانه رهبری دیانت بهائی را عهده‌دار گردیدند؛ ولی بعد از تصاحب قدرت و سركوب و قلع و قمع منتقدان، قول و قرار خود را به فراموشی سپردند. از جمله‌ی این قرارها، ساخت مشرق الاذكار در كوه كرمل بود!

یکی از آرزوهای حضرت عبدالبهاء، ساخت مشرق الاذکار در کوه کرمل بود. ایشان برای تحقّق این آرزو به جناب میسن ریمی دستور دادند که  طرّاحی این بنای عظیم را بر عهده گیرند، جناب میسن ریمی نیز به این مهم اقدام کردند و نقشه‌ای زیبا طرّاحی و جهت تأیید به شوقی ربّانی ارائه نمودند. ایشان با دقّت نقشه‌ها را مطالعه نمودند و دستور ساخت ماکت آن‌را صادر کردند تا بقیّه‌ی احبّا با دیدن آن، نظر اصلاحی خود را بدهند. با وجود این‌که مراحل اجرایی و مراحل ساخت این بنا به تأیید شوقی ربّانی رسیده بود، عجیب است که با گذشت حدود ۶۵ سال، هنوز هیچ اقدام عملی جهت ساخت آن صورت نگرفته است!

برای توضیح بیشتر، نظر شما را به جزئیّات موضوع که در مجله‌ی اخبار امری، شماره ۵، شهریور ماه ۱۳۳۱، صفحه ۹ درج گردیده است جلب می‌نماییم:

به خواندن ادامه دهید

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته مقالات

انتخابات بیت العدل بدلی تا چند صباحی دیگر!

Entekhabat--3

اخیراً كانال «نگاه نو»، در مطلبی با عنوان «یک ماه دیگر تا انتخابات بیت العدل اعظم» به نقل از سایت رسمی جامعه بهائی، به فرآیند و چگونگی انتخابات اعضای بیت العدل در اردیبهشت ماه سال 1397 پرداخته و توضیحات اغراق‌آمیزی را در مورد جایگاه بیت العدل مطرح نموده است .

«نگاه نو» در این پست، بیت العدل را مؤسّسه‌ای بی‌نظیر و بی‌سابقه در تاریخ ادیان دانسته كه مظهر ظهور الهی صراحتاً آن‌را مقرّر نموده و وظایفی را به‌عهده‌اش قرار داده است .

در ابتدا باید گفت كه ادّعای «نگاه نو» دور از حقیقت بوده و با نصوص بهائی سازگاری ندارد؛ چون همان‌طور كه می‌دانید حضرت بهاءالله به‌عنوان مظهر ظهور الهی در كتاب مستطاب اقدس و الواح دیگر هیچ اشاره‌ای به بیت ‌العدل عمومی و جهانی با ساختار و ساز و كار فعلی نداشته‌اند و منظور ایشان از بیت العدل، تشكیل مجامعی به‌عنوان خانه‌های عدل و انصاف در هر محلّه و شهر بوده است. مفهوم بیت العدل جهانی با شرایط خاص، اوّل بار توسط حضرت عبدالبهاء مطرح گردید؛ بنابراین انتصاب آن به مظهر ظهور، دور از واقعیت است.

مضافاً این‌که، بیت العدل فعلی، نه تنها مورد تأیید جمال قدم نیست؛ بلكه از نظر حضرت عبدالبهاء نیز فاقد وجهه‌ی قانونی و مردود است؛ بیت العدلی را كه حضرت عبدالبهاء در الواح وصایای مباركه معرفی نموده است، زمین تا آسمان با بیت العدل بدلی فعلی تفاوت دارد. بر طبق آموزه‌های بهائی آن بیت العدلی مورد تأیید است كه زیر نظر مستقیم ولیّ امرالله تشكیل شود و با ریاست ایشان اداره گردد.

به خواندن ادامه دهید

۱ دیدگاه

دسته مقالات

بی‌تدبیری جدیدی از بیت العدل نامشروع!

Bicentenary--1

تعالیم حضرت بهاءالله و پیام حضرت مولی‌ الورا، هماره وحدت عالم انسانی، دوری از تفرقه، تعصب و برخوردهای غیر انسانی بوده و خود ایشان هم این سلوک را در حیات خویش داشتند و به آن عمل می‌کردند. هیکل مبارک بارها جملاتی درباره در آغوش گرفتن دشمنان و برخورد مهربانانه با اعداء بیان فرموده‌اند، قوله احلی: «همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار»، «گرگ‌های خونخوار را چون آهوی ختن بدانید …» و

به همین جهت مراسم دویستمین سالگرد تولد حضرت بهاءالله شاید بهانه‌ای باشد برای تذکّر به تعالیم جمال مبارک و تذکّری باشد تا این پیام هرچه بیشتر در بین بشریّت گسترش یابد و صلح عمومی در جهان فراگیر شود.

این روزها که جشن‌های دویستمین سالگرد ولادت حضرت بهاءالله در جریان است و اکثر احبّا هم بسیار به آن اهمیت می‌دهند، توقع این است که آموزه‌های جمال مبارک بیشتر از همیشه به عمل درآمده و نمایش داده شود، تا بتوان از این فرصت برای ابلاغ کلمه و روشن کردن افراد کم اطّلاع استفاده کرد. متأسفانه در اين ایام اعمالی از رهبری جامعه‌ی امر مشاهده می‌گردد كه نه تنها مخالف نصوص و تعالیم حضرت بهاءالله است، بلكه از نظر عقلی نيز قابل قبول نمی‌باشد.

داستان از این قرار است که چندی پیش کانالی در تلگرام به نام «میلاد حضرت بهاءالله» ایجاد شد که در آن سندی تحت عنوان «مجموعه‌ای به‌عنوان دستیاران ناظمین و همکاران جشن‌های دویستمین سالگرد میلاد حضرت بهاءالله» انتشار یافت و به معرفی فعالیّت‌های احبّا در سراسر جهان به‌مناسبت دویستمین سالگرد ولادت حضرت بهاءالله می‌پرداخت؛ تصاویر و شرح فعالیت‌هایی را در این زمینه منتشر می‌کرد و بسیاری از احبّای الهی را هم به خاطر این حجم از تبلیغ خوشحال کرده بود.

چند روز پیش در مورد این کانال، پیامی از بیت العدل بدلی تحت عنوان «پاسخ به سوأل یکی از احبّا» پخش شد. بیت العدل اعلام کرده بود که این فرد بهائی نیست و اختیار اظهارنظر و دخالت در امور امری و برگزاری بزرگداشت میلاد جمال مبارک را ندارد. اظهاراتش را باید نادیده انگاشت. نیّت واقعی از تأسیس این کانال معلوم نیست و نباید به توصیه‌های آن عمل کرد.

پرسشی که این‌جا پیش می‌آید این است که مگر هر کسی که بر اساس باور قلبی خویش و شوق به حضرت بهاءالله، برای مراسم میلادشان کاری می‌کند باید از بیت العدل مجوز بگیرد؟! مگر دین یک امر قلبی نیست؟! مگر دین برای الفت نیامده است؟! مگر حضرت عبدالبهاء نفرمودند که دینی که سبب اختلاف شود، بی‌دینی بهتر است؟! حتّی اگر ادمین این کانال نیز بهائی نباشد، آیا نباید او را تشویق کرد؟! آیا این کار باعث بریده‌شدن محبّین از جامعه‌ی امر نیست؟! آیا این کار بیت العدل در راستای تعلیمات دیانت بهائی است؟! آیا این کار نوعی دیکتاتوری نیست؟! مگر شوقی ربّانی نفرمودند که نظم بدیع از انظمه سقیمه سابقه ممتاز خواهد بود؟!

عجبا که این حرکت از اقدامات برخی دیکتاتورهای مشهور تاریخ هم بدتر است؛ یعنی به‌راستی اگر بخواهیم دیکتاتوری را پیاده کنیم، غیر از این روش، طریق دیگری هم هست؟! این که محبّین از همه‌جا بریده و به تعالیم جمال مبارک چنگ زده را این‌گونه از خود برانیم و اجازه‌ی اظهارنظر هم ندهیم!

به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته مقالات, اخبار

در حاشیه‌ی سفر استرالیا؛ بخش سوم

Ali Nakhjavani-3

در سفری که جناب علی نخجوانی به استرالیا داشتند، پرسش‌های مختلفی در موضوع «عهد و میثاق» از ایشان پرسیده شد؛ پاسخ‌های جناب نخجوانی نه تنها مشکلی را از افراد پرسش‌کننده برطرف ننمود؛ بلکه پرسش‌های جدیدی را نیز به وجود آورد!

در متن حاضر به یکی دیگر از این پرسش‌ها و پاسخ‌های مطرح شده خواهیم پرداخت و قضاوت را به احبّای عزیز خواهیم سپرد. 

پرسش:

حضرت ولیّ امرالله در آثار خود فرموده‌اند که حضرت عبدالبهاء امکان تأسیس بیت العدل اعظم را در دوران حیات خود در نظر داشته‌اند؛ آیا این امر به‌معنای هم‌زمانی و تقارن غصن منصوص و بیت العدل اعظم خواهد بود؟  به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته همراهان عهد و میثاق

در حاشیه‌ی سفر استرالیا؛ بخش دوم

Ali Nakhjavani-2

از جمله پرسش‌های دیگری که از جناب نخجوانی پرسیده شده؛ این است که بر طبق الواح وصایای حضرت عبدالبهاء، اگر یکی از اعضای بیت العدل اعظم مرتکب گناهی گردد که به رفاه جامعه زیان وارد سازد؛ ولیّ امرالله حق دارد که او را از عضویّت بیت العدل عزل نماید. اکنون که ولیّ امر وجود ندارد، چگونه باید عمل نمود و در حال حاضر اجازه‌ی اخراج اعضاء خاطی با چه کسی است؟

جناب نخجوانی در پاسخ به این پرسش می‌گوید که در زمان حیات حضرت ولیّ امرالله، ایشان خود قیادت و مرجعیّت امرالله را عهده‌دار بودند؛ ولی بعد از نوامبر 1957 مؤسّسه ولایت امر، به عنوان یک مرکز زنده و فعال دیگر وجود نداشت و بنابر این با انتخاب بیت العدل در سال 1963 ، قیادت و مرجعیت امر، خود به خود به این هیئت (بیت العدل) منتقل گردید؛ بنا بر این اخراج افراد خاطی بیت العدل به عهده خود بیت العدل است (!!)

واقعاً عجیب است! وقتی حضرت عبدالبهاء به وضوح می‌فرمایند که ولیّ امر حقّ عزل عضو خاطی بیت العدل را دارد؛ جناب نخجوانی چگونه به خود اجازه می‌دهند خودسرانه این حقّ مسلّم را سلب شده تلقّی نموده و به دیگری واگذار کنند؟!

به نظر می‌رسد لازم است با طرح چند پرسش این مسأله بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.

ابتدا باید دانست که اخراج عضو خاطی بیت العدل از جمله اختیارات خاصّ ولیّ امرالله است و بعد از ایشان چه کسی قادر خواهد بود تا این اختیارات را به دیگری منتقل کند؟ لذا باید بپرسیم چه کسی گفته که قیادت و مرجعیّت می‌تواند خود به خود به شخصی یا مؤسّسه‌ی دیگری منتقل گردد؟! آیا حقیقتاً جناب نخجوانی آن همه تأکیدات حضرت مولی‌الوری و شوقی ربّانی را بر اهمیت و عظمت مقام و موقعیت ولیّ امر فراموش کرده‌اند؟!

ثانیاً چرا و چگونه وظایف مؤسّسه ولایت امر به بیت‌العدل منتقل شد؟! آیا نمی‌شود به مؤسّسه و یا به فرد دیگری حتّی از خود ایادی امر منتقل شود؟! و یا اصلاً این مسؤولیّت از بین برود؟! ایادیان بر چه مبنائی تشخیص دادند خود به خود مسؤولیّت اخراج فرد خاطی بیت العدل در اختیار خود بیت العدل است؟!

ثالثاً بالاخره تکلیف اعضاء خاطی چه می‌شود؟! چه کسی مسؤول مقابله با اعضای خطاکار بیت العدل است؟! فرض کنید جناب نخجوانی به عنوان کسی که از اعضای بیت العدل است مرتکب خطایی شود؛ در این صورت چه کسی مسؤولیّت مقابله با ایشان را دارد؟! آیا این معقول است که خود ایشان به عنوان عضو بیت‌العدل با خودشان مقابله کنند؟! آیا اساساً سپردن فرد خطاکار به فرد خطاکار دیگر معقول است؟! چگونه متهم و قاضی و مجری حکم می‌تواند یکی باشد؟!

در حقیقت وقتی ولیّ امر در بیت العدل نباشد٬ اساساً کسی وجود ندارد که بتواند با اعضای خطاکار بیت العدل مقابله کند.

بعد از این پرسش‌ها به اشکال اساسی و بنیادین پاسخ‌های جناب نخجوانی می‌پردازیم:  به خواندن ادامه دهید

2 دیدگاه

دسته همراهان عهد و میثاق

تفسیر و تبیین نصوص، بدون حضور ولیّ امر حیّ ممکن نیست

porsesh-va-pasokh

تفسیر و تبیین نصوص، بدون حضور ولیّ امر حیّ ممکن نیست

یادداشتی از جناب علی ثابتی 

 

پرسش:

برخی از پیروان بیت العدل بدلی اظهار می‌دارند که هیاکل مقدّسه در طول حیات عنصری، آثار بسیاری را از خود به یادگار گذاشتند که تعدادی از آن‌ها منتشر شده و تعداد زیادی نیز در دارالآثار بین‌المللی موجود است و هیچ‌گاه منتشر نشده است؛ لذا بیت‌العدل بدلی می‌تواند با توجّه به نصوص در دسترس موجود، نسبت به حلّ مشکلات پیشرو، تصمیم‌گیری و اقدام نماید؛ بنابر این می‌توان نتیجه گرفت که با وجود این نصوص و آثار، نیازی به ولیّ امر زنده و حاضر، در ریاست بیت العدل احساس نمی‌شود!

پاسخ:

حتّی اگر بیت العدل بدلی دسترسی به تمام نصوص را داشته باشد، مجاز به تبیین و تفسیر آن‌ها نیست.

حضرت شوقی افندی مشخص فرمودند که:

«هر هیئتی که به نظام الاهی و بر حسب تعلیمات و اصول و شرایط سماویه که در صحف الاهیه مشروحأ مثبوت و مسطور است، کاملأ کما ینبغی و یلیق لهذا المقام الرفیع والمرکز المنیع انتخاب و تشکیل نشود آن هیئت از اعتبار اصلی و رتبه روحانی ساقط و از حق تشریع و وضع احکام و سنن و قوانین غیر منصوصه ممنوع و از اشرف اسنی و قوه مطلقه علیا محروم.»

(توقیعات ۱۹۲۶-۱۹۲۲، ص ۲۴۰)

نظام الاهی و اصول و شرایط سماویّه در الواح مبارک وصایا حضرت عبدالبهاء مثبوت و مسطور است که بیت عدل حقیقی را به‌شرح زیر توصیف و بیان می‌فرمایند:

«امّا بیت عدل الّذی جعله الله مصدر كلّ خیر و مصونا من كلّ خطاءٍ باید به‌انتخاب عمومی یعنی نفوس مؤمنه تشكیل شود و اعضاء باید مظاهر تقوای الاهی و مطالع علم و دانایی و ثابت بر دین الاهی و خیرخواه جمیع نوع انسانی باشند و مقصد بیت عدل عمومیست یعنی در جمیع بلاد بیت عدل خصوصی تشكیل شود و آن بیوت عدل، بیت عدل عمومی انتخاب نماید. این مجمع مرجع كلّ امور است و مؤسّس قوانین و احكامی كه در نصوص الاهی موجود نه و جمیع مسائل مشكله در این مجلس حلّ گردد و وليّ امر الله رئيس مقدّس اين مجلس و عضو اعظم ممتاز لاينعزل. و اگر در اجتماعات بالذّات حاضر نشود نائب و وكيلی تعيين فرمايد. و اگر چنان‌چه عضوی از اعضاء گناهی ارتكاب نمايد كه در حقّ عموم ضرری حاصل شود وليّ امرالله صلاحيّت اخراج او دارد بعد ملّت شخص ديگر انتخاب نمايد. این بیت عدل مصدر تشریعست و حكومت قوّه تنفیذ. تشریع باید مؤیّد تنفیذ گردد و تنفیذ باید ظهیر و معین تشریع شود تا از ارتباط و التیام این دو قوّت بنیان عدل و انصاف متین ورزین گردد و اقالیم جنّة النّعیم و بهشت برین شود.»

به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته همراهان عهد و میثاق

در حاشیه‌ی سفر استرالیا؛ بخش اوّل

ali-nakhjavani-1

در حاشیه‌ی سفر استرالیا؛ بخش اوّل

پاسخ به سخنان علی نحجوانی در استرالیا

طی سفری که جناب نخجوانی به استرالیا داشتند، پرسش‌هایی درباره‌ی مفهوم عهد و میثاق در دیانت بهائی مطرح گردید که ایشان به‌زعم خود پاسخ‌های لازم و کافی داده‌اند. با خواندن این پرسش و پاسخ‌ها ذهن فعّال و بدون جهت‌گیری حتماً دچار پرسش‌های جدیدتر و اشکالات بیشتری می‌شود که در ذیل به آن‌ها اشاره می‌کنم.

سؤال شده بود که چرا حضرت ولیّ امرالله فرموده‌اند: اگر بیت العدل اعظم برخلاف تبیین ایشان تصمیمی اتخاذ نماید، ایشان در مقام اصلاح آن بر خواهند آمد؟ چگونه حضرت ولیّ امرالله و بیت‌العدل اعظم می‌توانند مغایر هم واقع شوند؟

جناب نخجوانی در جواب، ابتدا متن دقیق توقیع دور بهائی را به این شرح می‌فرمایند:

«هرچند ولیّ امر رئیس لاینعزل این مجلس فخیم است معهذا نمی‌تواند بنفسه حتّی به‌طور موقت واضع قوانین و احکام گردد و یا تصمیمات اکثریت اعضای مجلس را الغاء نماید و لکن هرگاه طرح تصمیمی را وجداناً مباین با روح آیات منزله تشخیص دهد، باید ابرام و تأکید در تجدیدنظر آن نماید.»

سپس سه نکته از این متن برداشت می‌نمایند که پس از ذکر هرکدام توضیحاتی ذکر شده است.

به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته همراهان عهد و میثاق