بایگانی برچسب‌ها: بهائیان حقیقی

دویستمین سالروز تولّد حضرت بهاءالله

Bicentenary--2

دویستمین سالروز میلاد جمال اقدس ابهی جل سلطانه بر چهارمین ولیّ امر دیانت بهائی و شما ثابتان بر عهد و میثاق الهی مبارک باد!

(۱۲ نوامبر ۲۰۱۷ مطابق با ۲۱ آبان ۱۳۹۶)

Bicentenary--3

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته اخبار

بیت العدل و نوعروس ناآگاه

نقل است که روزی جوان تازه دامادی نوعروسش را دید که در آشپزخانه، برای تهیّه غذا سوسیس‌ها را خرد می‌کند. به او گفت عزیزم سوسیس‌های مرا درسته سرخ کن، من سوسیس خرد کرده دوست ندارم! همسرش گفت: «امکان ندارد! مگر می‌شود سوسیس را خرد نکرده سرخ کرد! من از وقتی به یاد دارم مادرم سوسیس را خرد کرده سرخ می‌کرد! حتماً حکمتی در این کار بوده است وگرنه مادرم بی‌دلیل کاری نمی‌کند! مرد جوان هر چه کرد نتوانست به همسر خود بفهماند که سرخ کردن هات‌داگ به‌طور کامل اشکالی ندارد. پس به اتّفاق هم به دیدن مادر زن رفتند. جالب این‌که مادر هم گفت: «هرگز، نباید سوسیس را به‌صورت کامل سرخ کرد. این کار اشتباه است، چرا که از وقتی یادم می‌آید، مادرم سوسیس را خرد کرده سرخ می‌کرد. می دانی که مادرم به دانش و حکمت مشهور است!»

مرد هر چه کرد نتوانست مادر و دختر را قانع کند. نهایتاً خسته از بحث طولانی، چاره را در آن دید که حکمت خرد کردن سوسیس را از مادر بزرگ بپرسند. هر سه به نزد مادر بزرگ رفتند و گفتند: «از آن‌جایی که وصف حکمت و دانش شما شهره شهر است، لطفاً حکمت خرد کردن سوسیس را برای ما بفرمایید.»

مادر بزرگ دانا لبخندی زد و گفت: «ما در اوایل زندگی فقط یک تابه‌ی کوچک داشتیم و من برای این‌که تمام سوسیس‌ها را یک‌جا سرخ کنم، اجباراً آن‌ها را خرد می کردم!»

این حکایت را از آن جهت نقل کردم که بگویم، گه‌گاه افرادی کم اطّلاع و مغرور، از عمل شخصیّتی دانا و حکیم برداشتی غلط و غیر واقعی می‌کنند و آن‌چنان از برداشت جاهلانه‌ی خود سرمست و مشعوف می‌شوند که آن را قانونی انکارناپذیر می‌پندارند و حتّی لحظه‌ای به اشتباه بودن آن قانون خودساخته فکر نمی‌کنند. وای از آن زمان که این قانون‌های غلط خودساخته، بهره‌ی مادّی هم برای آن‌ها دربر داشته باشد!

نمونه روشن این اشتباه، اقدام بیت العدل بدلی به ناقض خواندن منتقدان خود از جمله بهائیان ارتدکس و ممانعت از تحقیق احبّا در موضوع جانشینی شوقی ربّانی است. این اقدام بیت العدل خودخوانده، برگرفته از اعمال غیرمشروع ایادیان، بعد از صعود شوقی ربّانی است. آن‌ها میسن ریمی و پیروانش را ناقض خوانده و حکم به طرد روحانی ایشان دادند. جالب این‌جا است که آن‌ها اعمال غیرقانونی خود را مستند به عملکرد شوقی افندی نمودند و به احبّای عالم القاء کردند که طردهای انجام شده و انتخابات نابهنگام تعدادی از محافل محلّی و بعضا ملّی لازمه‌ی حفظ امرالله است!

به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته همراهان عهد و میثاق

در حاشیه‌ی سفر استرالیا؛ بخش سوم

Ali Nakhjavani-3

در سفری که جناب علی نخجوانی به استرالیا داشتند، پرسش‌های مختلفی در موضوع «عهد و میثاق» از ایشان پرسیده شد؛ پاسخ‌های جناب نخجوانی نه تنها مشکلی را از افراد پرسش‌کننده برطرف ننمود؛ بلکه پرسش‌های جدیدی را نیز به وجود آورد!

در متن حاضر به یکی دیگر از این پرسش‌ها و پاسخ‌های مطرح شده خواهیم پرداخت و قضاوت را به احبّای عزیز خواهیم سپرد. 

پرسش:

حضرت ولیّ امرالله در آثار خود فرموده‌اند که حضرت عبدالبهاء امکان تأسیس بیت العدل اعظم را در دوران حیات خود در نظر داشته‌اند؛ آیا این امر به‌معنای هم‌زمانی و تقارن غصن منصوص و بیت العدل اعظم خواهد بود؟  به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته همراهان عهد و میثاق

در حاشیه‌ی سفر استرالیا؛ بخش دوم

Ali Nakhjavani-2

از جمله پرسش‌های دیگری که از جناب نخجوانی پرسیده شده؛ این است که بر طبق الواح وصایای حضرت عبدالبهاء، اگر یکی از اعضای بیت العدل اعظم مرتکب گناهی گردد که به رفاه جامعه زیان وارد سازد؛ ولیّ امرالله حق دارد که او را از عضویّت بیت العدل عزل نماید. اکنون که ولیّ امر وجود ندارد، چگونه باید عمل نمود و در حال حاضر اجازه‌ی اخراج اعضاء خاطی با چه کسی است؟

جناب نخجوانی در پاسخ به این پرسش می‌گوید که در زمان حیات حضرت ولیّ امرالله، ایشان خود قیادت و مرجعیّت امرالله را عهده‌دار بودند؛ ولی بعد از نوامبر 1957 مؤسّسه ولایت امر، به عنوان یک مرکز زنده و فعال دیگر وجود نداشت و بنابر این با انتخاب بیت العدل در سال 1963 ، قیادت و مرجعیت امر، خود به خود به این هیئت (بیت العدل) منتقل گردید؛ بنا بر این اخراج افراد خاطی بیت العدل به عهده خود بیت العدل است (!!)

واقعاً عجیب است! وقتی حضرت عبدالبهاء به وضوح می‌فرمایند که ولیّ امر حقّ عزل عضو خاطی بیت العدل را دارد؛ جناب نخجوانی چگونه به خود اجازه می‌دهند خودسرانه این حقّ مسلّم را سلب شده تلقّی نموده و به دیگری واگذار کنند؟!

به نظر می‌رسد لازم است با طرح چند پرسش این مسأله بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.

ابتدا باید دانست که اخراج عضو خاطی بیت العدل از جمله اختیارات خاصّ ولیّ امرالله است و بعد از ایشان چه کسی قادر خواهد بود تا این اختیارات را به دیگری منتقل کند؟ لذا باید بپرسیم چه کسی گفته که قیادت و مرجعیّت می‌تواند خود به خود به شخصی یا مؤسّسه‌ی دیگری منتقل گردد؟! آیا حقیقتاً جناب نخجوانی آن همه تأکیدات حضرت مولی‌الوری و شوقی ربّانی را بر اهمیت و عظمت مقام و موقعیت ولیّ امر فراموش کرده‌اند؟!

ثانیاً چرا و چگونه وظایف مؤسّسه ولایت امر به بیت‌العدل منتقل شد؟! آیا نمی‌شود به مؤسّسه و یا به فرد دیگری حتّی از خود ایادی امر منتقل شود؟! و یا اصلاً این مسؤولیّت از بین برود؟! ایادیان بر چه مبنائی تشخیص دادند خود به خود مسؤولیّت اخراج فرد خاطی بیت العدل در اختیار خود بیت العدل است؟!

ثالثاً بالاخره تکلیف اعضاء خاطی چه می‌شود؟! چه کسی مسؤول مقابله با اعضای خطاکار بیت العدل است؟! فرض کنید جناب نخجوانی به عنوان کسی که از اعضای بیت العدل است مرتکب خطایی شود؛ در این صورت چه کسی مسؤولیّت مقابله با ایشان را دارد؟! آیا این معقول است که خود ایشان به عنوان عضو بیت‌العدل با خودشان مقابله کنند؟! آیا اساساً سپردن فرد خطاکار به فرد خطاکار دیگر معقول است؟! چگونه متهم و قاضی و مجری حکم می‌تواند یکی باشد؟!

در حقیقت وقتی ولیّ امر در بیت العدل نباشد٬ اساساً کسی وجود ندارد که بتواند با اعضای خطاکار بیت العدل مقابله کند.

بعد از این پرسش‌ها به اشکال اساسی و بنیادین پاسخ‌های جناب نخجوانی می‌پردازیم:  به خواندن ادامه دهید

2 دیدگاه

دسته همراهان عهد و میثاق

پرسش‌‌ و پاسخ

پس از انتشار پیام اخیر چهارمین ولیّ امر دیانت بهائی، جناب نصرت‌الله بهره‌مند و ترجمه‌ی فارسی آن در وبگاه عهد و میثاق، هم‌چون همیشه با اظهار لطف همراهان و کاربران عزیز مواجه شدیم، در این میان، یکی از دوستان و همراهان گرامی پیام و پرسش ذیل را مطرح کرده‌اند:

«با تشکر از انتشار این پیام، لطفاً متن اصلی و منبع این نقل قول از روحیّه خانم را ذکر بفرمایید: «بدون داشتن سند معتبری که ما را تایید کند چگونه زمام امور و قدرت را بدست بگیریم.» سپاسگزارم.»

پرسش این دوست عزیز را با صاحب‌نظران در میان گذاشتیم؛ پاسخ آن‌که، این جمله‌ی روحیّه خانم «بدون داشتن سند معتبری که ما را تأیید کند، چگونه زمام امور و قدرت را بدست بگیریم.» در کتاب:

“Ministry of the Custodians”

(An Account of the Stewardship of the Hands of the Cause 1957-1963)

در صفحه  ۹ قسمت «Introduction» موجود است؛ به‌منظور سهولت دسترسی شما عزیزان، لینک متن این کتاب نیز در ذیل درج می‌گردد:

https://bahai-library.com/uhj_ministry_custodians#1

بیان دیدگاه

دسته گزیده‌ای از نظرات, آموزه‌های اساسی

ترجمه فارسی پیام جناب نصرت‌الله بهره‌مند، چهارمین ولیّ امر دیانت بهائی، خطاب به بهائیان عالم

نسخه‌ی آماده چاپ ترجمه فارسی پیام را با کلیک بر روی آیکون ذیل بارگذاری نمایید:

PDF-DL

پیام ولیّ امرالله به همه بهائیان

حضرت شوقی افندی هیچگاه سکوت نکرد!

دشمنان دیانت بهائی با متهم کردن اولین ولی امرالله حضرت شوقی افندی به سکوت، این دیانت را مورد انتقاد قرار می‌دهند در حالی که حضرت شوقی افندی نوشته‌اند:

«الواح وصايا تؤام با کتاب اقدس به منزله گنجينه گرانبهائی است که عناصر پر بهای مدنيّت الهيّه را که تأسيسش مقصد اصلی ديانت بهائی است در بر دارد. مطالعه دقيق اين دو سند مقدّس نشان ميدهد که هر دو با يکديگر ارتباطی نزديک دارند و هر دو مقصدشان يکی است و دارای روش واحدی هستند. در نظر هر محقّق منصفی مواد مندرجه در آن دو کتاب مقدّس نه تنها با يکديگر تضادّ و ناسازگاری ندارند بلکه بر عکس مکمّل و مؤيّد يکديگرند و دو جزء لا يتجزّی از يک واحد به شمار می روند »

(توقيع موّرخ ۲۷ فوريه ۱۹۲۹،  نظم جهانی حضرت بهاءالله، ص ۳)

به خواندن ادامه دهید

۱ دیدگاه

دسته آموزه‌های اساسی

عید اعظم رضوان

عید اعظم رضوان بر شما کاربران و همراهان گرامی عهد و میثاق و تمامی هم‌وطنان عزیز بهائی و هم‌کیشان ارجمند مبارک باد!

بیان دیدگاه

دسته اخبار