پرسش‌های یک دوست و پاسخ‌های ما

Q&A

چندین ماه پس از انتشار مقاله‌ی «بیت العدل حیفا فاقد مشروعیّت قانونی است» در وبگاه عهد و میثاق، یكی از کاربران با ارسال نظر مفصّلی ذیل این مقاله، انتقادات و پرسش‌های متعدّدی را بر مقاله‌ی یاد شده وارد نمودند؛ ضمن تشكّر از این دوست گرامی، از آن‌جا که اطّلاع از مفاد این نظرات، انتقادات و پرسش‌ها و هم‌چنین پاسخ‌های اجمالی آن می‌تواند برای سایر همراهان عهد و میثاق مفید باشد؛ وبگاه عهد و میثاق بر آن شد که به جای انتشار نظر ایشان ذیل مقاله‌ی مذکور و در بخش نظرات کاربران، آن را همراه با پاسخی كوتاه به پرسش‌ها و انتقادات این دوست گرامی و به انضمام متن کامل نظر و پرسش‌های ارسالی ایشان، در یک یادداشت مستقل، به شما عزیزان و همراهان همیشگی وبگاه تقدیم نماید، پس با ما همراه باشید:

دوست عزیز؛

با تحیّت و احترام؛

با تشکّر از نظرات و پرسش‌های ارسالی شما به وبگاه عهد و میثاق، از این‌که جنابعالی دیانت بهائی را به‌عنوان آیین خود پذیرفته‌اید خوشحالیم، امید است با تحرّی حقیقت و مطالعه‌ و تعمّق در آثار و نصوص مقدّسه‌ی امری، با آموزه‌های دیانت بهائی بیشتر آشنا شوید.

قبل از پاسخ به پرسش‌های شما لازم می‌دانیم، مقدمه‌ای را خدمتتان عرض نماییم.

بر طبق نصوص و آموزه‌های بهائی، دیانت بهائی بر دو رکن اساسی، یعنی مؤسّسه‌ی ولایت امر و بیت العدل اعظم استوار است که هر یک وظایف خاصّ خود را به عهده دارند. شوقی ربّانی در کتاب دور بهائی می‌فرمایند:

«هر گاه ولایت امر از نظم بدیع حضرت بهاءالله منتزع شود، اساس این نظم متزلزل و الی الابد محروم از اصل توارثی می‌گردد … بدون این مؤسّسه، وحدت امرالله در خطر افتد و بنیانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه‌ی فیضی که بر عواقب امور در طیّ دهور احاطه دارد بالمرّه بی‌نصیب ماند و هدایتی که جهت تعیین حدود و وظایف تقنینیّه منتخبین ضروری است، سلب شود و چنانچه بیت العدل اعظم که اساساً اهمّیّتش از ولایت امر کمتر نیست از آن منتزع گردد؛ نظم بدیع حضرت بهاءالله از جریان بازمانده و دیگر نمی‌تواند حدود و احکام غیر منصوصه تشریعی و اداره‌ی امرالله را که شارع اعظم متعمّداً در کتاب اقدس نازل نفرموده تکمیل نماید.»

(دور بهائی، ص ۷۷)

ملاحظه می‌فرمایید که بدون وجود مؤسّسه‌ی ولایت امرالله و ولیّ امر، بیت العدل به تنهایی قادر به ادامه‌ی کار وظیفه‌ی تقنینی (قانون‌گذاری) خود نخواهد بود. در حال حاضر بیت العدل فعلی ادّعا دارد که ولیّ امری در کار نیست و كلیّه‌ی اختیارات ولیّ امر به بیت العدل منتقل گردیده است. این حرف صحیح نیست و بیت العدل به‌دلیل عدم حضور ولیّ امر در آن از مشروعیّت لازم برخوردار نیست.

با بیان مقدمه یاد شده ذیلاً به صورت اختصار پاسخ‌هایی مختصر به پرسش‌های شما را خدمتتان ارائه خواهیم داد:

  • خلاصه‌ی پرسش اوّل این بود که اگر قرار باشد شخصی به صورت انتصابی بر جهان بهائی حاکم و ناظر باشد، من به چنین مسأله‌ای اعتقاد ندارم.

در پاسخ باید بگوییم در دیانت بهائی معمولاً جانشینان به طریقه‌ی انتصابی تعیین گردیده‌اند؛ حضرت بهاءالله، حضرت عبدالبهاء را به جانشینی انتصاب و حضرت عبدالبهاء هم حضرت شوقی ربّانی را به جانشینی منصوب کردند و حضرت شوقی ربّانی نیز جناب میسن ریمی را؛ بنابراین نفس انتصاب یک نفر منعی نخواهد داشت، مضافاً به این‌که بهائیان حقیقی اعتقاد ندارند که فقط ولیّ‌امر به تنهایی باید جامعه را اداره کند و رهبر جامعه باشد، بلکه معتقدند ولیّ امرالله بر طبق نصوص باید همواره در کنار بیت‌العدل حاضر باشد و بدون حضور او بیت العدل از جامعیّت لازم برخوردار نبوده و مشروعیّت ندارد.

  • برداشتی که جنابعالی از ولایت الاهیّه دارید و آن‌را منحصر در حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء  دانستید، صحیح نیست. آن‌جا كه مرقوم فرموده‌اید: «از دیدگاه من حضرت بهاءالله و مبیّن آثار ایشان، یعنی حضرت عبدالبهاء، یک ستون این دیانت و حضرت شوقی افندی و بیت العدل ستون دیگر این دیانت هستند.»

این برداشت را جامعه‌ی بهائی پیرو بیت العدل حیفا نیز در حال حاضر قبول ندارد.

 در ضمن همان‌طور که عرض شد ولیّ امرالله یعنی شوقی ربّانی یا هریک از جانشینان ایشان و بیت العدل، حالت مکمّل یكدیگر را دارند و هر یک، وظایف خاصّ خود را به اجرا در می‌آورد.

 این دو مؤسّسه با یکدیگر متناقض نیستند و به هیچ وجه وجود یکی از آن‌ها از اهمّیّت دیگری نمی‌کاهد.

شوقی ربّانی در فرازی از كتاب دور بهائی می‌فرمایند:

«چون این دو مؤسّسه لاینفصم مُتّفقاً به اجرای وظایف پردازند، امور تمشیّت پذیرد و اقدامات جامعه مرتبط گردد و مصالح امراللّه ترویج یابد و قوانینش تنفیذ شود و تشکیلات تابعه‌اش حمایت گردد؛ هر یک منفرداً در حدود اختیارات معیّنه‌ی وظایف خود را انجام می‌دهد.»

(دور بهائی، ص ۷۶)

بنابراین نقش ولی امرالله بسیار جدّی است و وجود ولیّ امر هیچ‌گاه از اهمّیّت جایگاه بیت العدل نمی‌کاهد، بلکه مکمّل آن به شمار می‌رود.

  • در پاسخ به پرسش بعدی شما که مرقوم فرموده‌اید: «چرا جناب شوقی با این‌كه خودشان حضور داشتند، بر تشکیل بیت العدل همّت گماردند و جواب آن را این دانستید که شوقی ربّانی بیت العدل را برای بعد از خود پایه‌ریزی کردند.» نیز باید عرض کنیم:

تشکیل بیت العدل عمومی از جمله‌ی دستورات حضرت عبدالبهاء بود و جناب شوقی نیز بر اساس این دستور، بر تشکیل بیت العدل اعظم تأكید داشتند. در زمان شوقی ربّانی چون هنوز تعداد محافل ملّی در دنیا به حدّ نصاب لازم نرسیده بود، ایشان اقدام به تشکیل بیت العدل نفرمودند؛ زیرا وقتی یک مجمع جهانی مدّ نظر باشد، باید تعداد زیادی در تشکیل آن سهیم باشند. در زمان حضرت شوقی تعداد محافل ملّی ۱۲ عدد بود و با این تعداد نمی‌شد انتخابات عمومی صورت پذیرد؛ بنابراین تشکیل آن به آینده موکول شد، این آینده می‌توانست در زمان ایشان باشد یا در زمان ولیّ امر بعدی، بنابراین استدلال جنابعالی در این مورد از قوّت لازم برخوردار نیست.

  • در بخش بعدی نظرات خود با تعجّب پرسش فرموده‌اید: «چطور شما قبول دارید که ۹ عضو بیت العدل انسان‌های غیر معصوم و خطاکار هستند؛ امّا یک باره به یک شخص به عنوان ولیّ امرالله که می‌رسید ایشان را به تنهایی معصوم و مصون از خطا و باعث مصونیّت از خطای بیت العدل می‌شناسید؟»

در جواب باید عرض کنیم: از نظر ریاضی عدد صفر، وقتی ارزش می‌یابد که در جلوی آن عدد دیگری قرار گیرد. ۹ صفر در کنار هم زمانی ارزش می‌یابند که عدد ۱ یا عدد دیگری در جلوی آن قرار گیرد؛ ولیّ امرالله در کنار بیت العدل نقش عدد ۱ در ریاضیات را دارد و اگر او نباشد بیت العدل ارزشی نخواهد داشت.

حضرت عبدالبهاء در الواح وصایای مبارکه می‌فرمایند:

«… حصن متین امرالله با اطاعت من هو ولی امرالله محفوظ و مصون ماند و اعضای بیت العدل و جمیع اغصان و افنان و ایادی امرالله باید کمال اطاعت و تمکین و انقیاد و توجّه و خضوع و خشوع را به ولیّ امرالله داشته باشند؛ اگر چنانچه نفسی مخالفت نمود، مخالفت با حق کرده است و سبب تشتّت امرالله شود.»

(الواح وصایا، ص ۱۱)

ملاحظه می‌فرمایید که ولیّ امرالله جایگاه ویژه‌ای دارد و یک انسان معمولی نیست و نقش یک را در مقابل صفرهای متعدّد دارد. انتصاب ولیّ امرالله از سوی حضرت عبدالبهاء است و انتصابی الاهی است در حالی که انتخاب اعضای بیت العدل از سوی احبّاء است. به نظر شما جایگاه کسی که خداوند وی را منصوب کرده است با جایگاه کسی که مردم تعیین می‌کنند برابر است؟!

بر اساس فرموده‌ی حضرت عبدالبهاء ولیّ امرالله رئیس دائمی بیت العدل و عضو ممتاز و اعظم بیت العدل هستند و اگر در بیت‌العدل حاضر نشود نایب و وکیلی تعیین فرماید و اگر عضوی از اعضای بیت العدل گناهی ارتکاب نماید، ولیّ امر صلاحیّت اخراج او را دارد. (الواح وصایا، ص ۱۵)

اگر بیت العدل تصمیمی بگیرد که وجداناً مباین با روح آیات باشد، ولیّ امر باید دستور به تجدید آن بدهد.

(دور بهائی، ص ۸۰)

  • در بخش بعدی پرسیده‌اید: «شما تشکیک کردید که جناب شوقی افندی وصیّت نامه‌ای دارد که احتمالاً در دست کسانی افتاده و از بین رفته است؛ چرا حضرت شوقی ربّانی تدبیری برای حفظ وصیّت‌نامه‌ی خود به کار نبسته. من فکر می‌کنم وصیّت‌نامه یک نوشته بر روی کاغذ نیست که قابل انهدام باشد، وصیّت ایشان توجّه به بیت العدل است که غیر قابل انهدام می‌باشد.»

پاسخ این‌که، حضرت عبدالبهاء در الواح وصایای مبارکه دستور دادند که ولیّ امر در زمان حیات خود باید جانشین بعد از خودش را تعیین نماید تا احبّاء بعد از ایشان به ضلالت نیفتند. دو فرض در این‌جا قابل تصوّر است:

فرض اوّل این‌که شوقی ربّانی برخلاف وصیّت حضرت عبدالبهاء جانشینی برای خود تعیین نکردند و به دستور حضرت عبدالبهاء بی‌توجّهی نمودند. این فرض نمی‌تواند عقلاً و منطقاً قابل قبول باشد؛ زیرا عملكرد حضرت شوقی ربّانی کاملاً بر اساس نظرات و خواسته‌های حضرت عبدالبهاء به اجرا در می‌آمد.

فرض دوم این‌که از حضرت شوقی ربّانی وصیّت‌نامه‌ای باقی باشد و افرادی که منافع مادّی داشته‌اند، آن را پنهان کرده و یا از بین برده باشند. این مسأله در ادیان قبل نیز سابقه داشته است؛ بنابر این مسأله‌ی عجیبی نیست.

با شما كاملاً موافق هستیم که وصیّت نامه الزاماً نوشتن مطلبی بر روی کاغذ نیست؛ بنابر این ما نباید به دنبال کاغذ بگردیم؛ بلکه باید ببینیم عمل حضرت شوقی ربّانی در زمان حیات چگونه بوده است. به نظر شما با توجّه به جایگاه مهمّی که ولیّ امر در دیانت بهائی دارد، آیا منطقاً ممکن است که شوقی ربّانی نه به شکل مکتوب و نه به صورت صریح و نه به طور ضمنی برای خود جانشینی معرفی ننموده و با این سهل‌انگاری یکی از ارکان دیانت بهائی را متزلزل نماید؟!

واقعیّت این است که شوقی ربّانی در عمل و در جایگاه‌های مختلف و موارد متعدّد از جناب میسن ریمی تجلیل نموده‌اند و مسؤولیّت‌های مهمّی از جمله ریاست شورای بین‌المللی بهائی را به ایشان سپرده‌اند و به طور ضمنی جانشینی ایشان را تأیید نموده‌اند.

  • پرسش بعدی شما این بود که: «شما ۹ نفر عضو بیت العدل را که از طرف مردم تعیین و ملهم به الهامات الهی هستند قبول ندارید ولی می خواهید یک نفر را که ولی امر باشد به جامعه بهائی تحمیل کنید.»

این طبیعی است که جنابعالی به‌عنوان فردی تازه تصدیق با نصوص بهائی آشنایی کامل نداشته باشید و حق دارید که خیلی از مسائل را مورد سوأل قرار دهید. همان‌طور که پیش‌تر توضیح داده شد، بیت العدل زمانی از مشروعیّت لازم برخوردار است که ولیّ امر در رأس آن باشد. این گفته‌ی ما نیست، فرمایش حضرت عبدالبهاء است که شما به ایشان ایمان دارید!

انتخاب رهبر و پادشاه از سوی مردم صرف‌نظر از ترفندهایی که دارد، همیشه به صورت صحیح صورت نمی‌گیرد؛ چه بسیار رهبران ظالم در دنیا بر سر کار آمده‌اند که به انتخاب مردمشان تعیین شده‌اند؛ بنابراین رأی مردم هر چند از بُعد دموکراسی اهمّیّت فراوان دارد، ولی در ادیان الاهی خیلی معتبر نیست، مشروعیّت بیت العدل به وجود ولیّ امر است و بدون ولیّ امر، كارهای بیت العدل ناقص است.

  • آن‌جا که مرقوم فرموده‌اید: «مهم بودن ولی امر از کجا تعیین شده است؟ و از کجا مشروعیت بیت العدل را موکول به شخص می دانید؟»

در جواب، شما را به الواح وصایای حضرت عبدالبهاء، صفحه‌ی ۱۱ ارجاع می‌دهیم؛ آن‌جا که فرموده‌اند:

«اعضای بیت العدل باید کمال اطاعت و تمکین و انقیاد و توجّه و خضوع و خشوع را به ولیّ امرالله داشته باشند. اگر چنانچه شخصی مخالفت نمود، مخالفت به حق کرده و سبب تشتیت امرالله شود.»

 در عبارت فوق به روشنی مقام ولیّ امرالله مشخص شده و عصمت او مشهود است؛ زیرا بیت العدل موظّف به اطاعت از او شده است.

برای روشن‌تر شدن مطلب، لطفاً به کتاب نظر اجمالی در دیانت بهائی، تألیف احمد یزدانی، چاپ ۱۰۷ بدیع، صفحات ۶۵ به بعد و كتاب دور بهائی (وصیّت‌نامه شوقی ربّانی) صفحات ۷۶ به بعد مراجعه فرمایید.

  • پرسش بعدی شما این بود که ولیّ امرالله یک نفر است؛ شما چطور ولیّ امرالله را به چندین نفر اطلاق می‌کنید؟

جواب این‌که، در دیانت بهائی ولیّ امرالله و جانشینان مظاهر ظهور در یک نفر خلاصه نمی‌گردد. حضرت عبدالبهاء در کتاب مفاوضات، استقرار ولیّ امرهای متعدّد را مطرح فرموده‌اند؛ هم‌چنین در الواح وصایا می‌فرمایند:

«ای احبّای الاهی باید ولیّ امر در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید.»

شوقی ربّانی نیز در کتاب دور بهائی به ولیّ امرهای مکرّر یکی بعد از دیگری اشاره دارند و در صفحه‌ی ۸۲ این كتاب می‌فرمایند:

«ولیّ امر حاضر و ولاة امر در مستقبل ایّام باید به اقوال و اعمال خود کاملاً …»

با توضیحات یاد شده باید گفت كه حضرت شوقی ربّانی ولیّ امر اوّل دیانت بهائی هستند و بر طبق نصوص لازم است تا ولیّ‌امرهای متعدّدی در طول زمان به این سمت منصوب گردند؛ لهذا ادّعای خاتمه‌ی سلسله‌ی ولات امر به وجود مقدّس حضرت شوقی ربّانی، خطایی آشکار و مخالف نصوص بهائی است.

  • پرسش فرموده‌اید: «من به دیانتی اعتقاد پیدا کردم که در آن دین مطابق علم و عقل باشد و تحری حقیقت باشد و در آن عالم و مرجع تقلیدی که بالا بنشیند و برای دیگران تعیین تکلیف کند وجود نداشته باشد. با تعریفی که شما از ولی امر دارید که می تواند به شخصه افراد منتخب بهائیان را با یک اشاره یك انگشت حذف کند، تمام این معانی از بین می‌رود.»

پاسخ این‌که، اوّلاً قرار نیست ولیّ امرالله با یک اشاره انگشت منتخبین بهائی را حذف کند، بلکه همان‌طور که اشاره شد ولیّ‌امر مکمّل و در کنار بیت العدل خواهد بود و نقش ناظر و معین را برای بیت العدل خواهد داشت. از آن‌جا كه حضرت عبدالبهاء فرموده‌اند ولیّ امر باید برای همیشه در رأس بیت العدل باشد، به‌طور طبیعی، نبودن او می‌تواند در ارکان بیت العدل ایجاد خلل نماید. اگر شما بگویید من در شرکتی سرمایه‌گذاری می‌کنم که مثلاً فلان شخص مدیر عامل آن باشد، آیا درخواست شما با علم و عقل مخالف است؟ اگر شخصی بگوید من بیت العدلی را قبول دارم که ولیّ امرالله در رأس آن باشد، این حرف از نظر علم و منطق نادرست است؟!

دوم این‌که، وجود ولیّ امر در رأس بیت العدل دستور دیانت و فرمایش حضرت عبدالبهاء و حضرت شوقی افندی است، آیا اطاعت از دستورات ذوات مقدّسه‌ی امر الاهی، نوعی تقلید محسوب می‌گردد؟!

جمال مبارک به عنوان مظهر الاهی در رأس دیانت بهائی قرار دارد و اطاعت از ایشان بر همگان فرض است؛ آیا این اطاعت به معنای تقلید از عالم و مرجع تقلید است؟! ولیّ امر نیز به عنوان جانشین حضرت بهاءالله همین جایگاه را خواهد داشت؛ لذا اطاعت از او نه تنها عیبی ندارد، بلکه ضروری نیز تلقّی می‌گردد.

سوم این‌که، شما كه اطاعت از ولیّ امرالله و قدرت مطلقه‌ی او را خلاف علم و عقل می‌دانید چطور می‌توانید قبول كنید كه بیت‌‌العدل كنونی به عنوان قدرتی بی‌همتا به تنهایی در رأس امور قرار گیرد و بدون حضور هیچ ناظر و فرد آشنا به نصوص برای سایرین تعیین تكلیف نماید و یک‌جا در رأس سه قوه‌ی مقنّنه، اجرائیّه  و قضائیّه قرارگیرد. آیا به نظر شما بیت العدل فعلی، همان آیت الله و مرجع تقلید خودخوانده نیست که همه باید از او اطاعت نمایند؟! و آیا حرکت و مدیریت بیت العدل کنونی بدون حضور ولیّ امر، می‌تواند مشروعیّت داشته باشد؟!

در پایان از حسن توجّه جنابعالی و از این‌که ما را مورد پرسش و مشورت قرار داده‌اید، كمال امتنان و تشكّر را داریم و امیدواریم جنابعالی كه متحرّی حقیقت هستید در خصوص پاسخ‌های ذکر شده با دیگران به بحث و گفتگو بنشینید و در نهایت اقوال مختلف را با نصوص امری و بیانات طلعات مقدّسه بسنجید و راهی را انتخاب كنید كه مورد نظر دیانت بهائی و مورد تأیید جمال مبارک باشد.

با اشتیاق در انتظار تماس‌های بعدی شما هستیم.

موفّق باشید

وبگاه عهد و میثاق

متن کامل نظر و پرسش‌ها

دوست گرامی من یک بهائی هستم که بعد از تحقیق و به تازگی به این دیانت مشرف شده ام لذا فکر میکنم با این دیدگاه قبول بفرمایید که هیچگونه تعصبی نسبت به هیچ موضوع خاصی در دیانت بهائی ندارم اما آنچه در این مقاله خواندم و دیدم برای من قابل قبول نیست که ذیلا دلایلم را عنوان خواهم کرد .

اولا که اگر چنین بود و شخصی و یا فردی به صورت انتسابی قرار بود بر جهان بهائی که الگویی از جامعه جهانی است حاکم و ناظر باشد آن هم بدون وجود هیچ گونه نص صریح با واسطه و یا بدون واسطه از طرف حضرت بهاء الله ..من اصلا به چنین نظمی اعتقاد پیدا نمیکردم .

من به حضرت عبدالبهاء ایمان دارم زیرا به صورت مشخص و طبق وصیت حضرت بهاء الله ایشان جانشین حضرت بهاء الله هستند و همینطور به جانشینی حضرت ولی امرالله ( شوقی افندی ) معتقد هستم زیرا وصیت صریح حضرت عبدالبهاء است و حتی به بیت العدل معتقد هستم زیرا وصیت حضرت بهاء الله است .. اما شما یک بیان از حضرت شوقی افندی آوردید و آن را دلیل بر این قرار دادید که یک شخص باید همیشه به عنوان رهبر جهان بهائی و با عنوان ولی امرالله وجود داشته باشد .

بنده از این نص برداشتی که شما دارید را ندارم و برداشت من این است که منظور از ولایت الهی مشخصا حضرت بهاء الله است . یعنی این نظم و این دیانت بر دو پایه استوار است . یکی مبین و روشنگر و چراغ هدایت خداوند که همانا حضرت بهاء الله است که ستون اصلی این دیانت است و دیگری بیت العدل است که ستونی دیگر برای ادامه این امر الهی است .. از دیدگاه من ( این دیدگاه کاملا شخصی است ) حضرت بهاء الله و مبین آثار ایشان یعنی حضرت عبدالبهاء یک ستون این دیانت و حضرت شوقی افندی و بیت العدل ستون دیگر این دیانت هستند .

من تعجب میکنم که شما چنان نقشی را برای ولی امرالله متصور شده اید که در صورت وجود چنین نقشی دیگر وجود بیت العدل بی معنا خواهد بود . اگر چنین شخصی و با چنین شرایطی که شما میفرمایید که مصون از اشتباه و خطا باشد و حتی وجودش باعث مصون بودن بیت العدل بشود دیگر چه نیازی به بیت العدل بود ؟

شاید بفرمایید پس چرا جناب شوقی افندی با وجود خودشان برای تشکیل بیت العدل همت گماردند ؟ جواب این هم کاملا مشخص است و آن اینکه حضرت شوقی افندی بیت العدل را برای بعد از خود پایه ریزی کرده اند . و بیت العدل دقیقا همان وصیت نامه ایشان است .

دوست عزیز من از شما تعجب میکنم چطور شما قبول دارید که 9 نفر بیت العدل انسانهای غیر معصوم و خطاکار هستند اما یک باره به یک شخص به عنوان ولی امرالله که میرسید ایشان را نه تنها معصوم و مصون از خطا میدانید که حتی وجودش را باعث مصونیت از خطای بیت العدل میشناسید !!

در دیدگاه بهائی تک تک افراد بیت العدل و به عنوان شخص نمیتوانند معصوم و مصون از خطا باشند و تصمیمات جمعی ایشان ملهم و مصون از خطا گفته شده است . بعد چگونه شما این بار یک نفر را مصون از خطا و معصوم میدانید ؟؟

بنده یک سوال از شما دارم . اولا شما که هیچ وصیت نامه ای از حضرت شوقی افندی برای جانشینی جناب میسون ریمی ندارید و استناد شما به این است که حضرت شوقی افندی ایشان را به سمت ریاست شورای ملی بهائیان منسوب کرده است .بسیار خوب آیا مگر حضرت باب جناب یحیی صبح ازل را به عنوان نماینده خود انتخاب نکردند ؟ آیا این مجوز جانشینی مقام ایشان بود؟

شما تشکیک کرده اید که جناب شوقی افندی وصیت نامه ای دارد که احتمالا در دست کسانی افتاده که این وصیت نامه را به دلیل مغایرت با مطامعشان سر به نیست کرده اند . دوست گرامی شما بفرمایید که اینکه ایشان هیچ تدبیری برای از بین نرفتن وصیت نامه نیندیشیدند چه تفاوتی با ننوشتن دارد ؟ مضاف بر اینکه برداشت این حقیر این است که وصیت نامه تنها یک نوشته بر یک کاغذ که قابل منهدم کردن باشد نیست و وصیت ایشان که برای احباء گذاشتند و غیر قابل انهدام بوده است همانا تشکیل بیت العدل بوده که تمام عمر ایشان به این مهم پرداختند .

من به عنوان یک طالب حقیقت در یک طرف بیت العدلی را میبینم که با انتخاب همه بهائیان و باشرایط خاص انتخابات بهائی یعنی بدون کاندیداتوری و بدون تبلیغ و بدون لابی کردن و حتی بدون مشورت احباء با هم 9 نفر انتخاب میشوند که ملهم بودن تصمیمات آنها هم از سوی پیامبر دیانت تضمین شده و بعد شما آنان را خطاکار و به دنبال مطامع خودشان میدانید . و در یک طرف عده ای را میبینم که اصرار دارند یک نفر را به جامعه بهائی تحمیل کنند و بعد خود را فاقد مطامع مینامند .

شما ملهم بودن بیت العدل را مشروط بر وجود یک شخص میدانید که همین جا دو سوال مهم پیش می آید . اولا ملهم بودن این شخص کجا تضمین شده است ؟؟ دوما در کدام نص و دستور دیانت بهائی شما ملهم بودن بیت العدل را موکول به شخص دیدید ؟ اگر استنادی هست بفرمایید؟

آنچه دیده شده هر لقب و هر عنوان مختص به یک نفر بوده است . مثلا ما پیامبران زیادی داشتیم اما کلیم الله یک نفر بود … روح الله یک نفر بود … خاتم الانبیاء یک نفر بود … بهاء الله یک نفر بود … بسیاری از بزرگان را دیدیم که حقیقتا عبد حضرت بهاء الله بودند اما عبدالبهاء یک نفر بود . حال چگونه شما لقب ولی امر الله را به چندین نفر اطلاق میکنید و آن را ادامه دار میدانید و اگر سخنی در خصوص ولی امرالله یعنی حضرت شوقی افندی گفته شده را به کسان دیگر هم تعمیم میدهید ؟؟

من به دیانتی ایمان آوردم که در آن ترک تقالید بود . در آن مطابقت دین با عقل بود . در آن معنای عالم و مرجع تقلید و کسی که در بالا بنشیند و برای دیگران تعیین تکلیف کند وجود نداشت . و شما با این تعریفی که برای یک شخص به اسم ولی امرالله دارید که حتی میتواند به شخصه منتخب تمام بهائیان را با اشاره انگشتی حذف کند تمام این معانی را از بین میبرید

شاد و سربلند باشید

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته مقالات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.