بایگانی ماهانه: فوریه 2014

دعای مخصوص ایّام هاء

«يا إِلهِي وَنارِيْ وَنُوْرِيْ قَدْ دَخَلَتِ الأَيَّامُ الَّتِيْ سَمَّيْتَها بِأَيَّامِ الهَاءِ فِيْ كِتابِكَ يا مالِكَ الأَسْماءِ وَتَقَرَّبَتْ أَيَّامُ صِيامِكَ الَّذِيْ فَرَضْتَهُ مِنْ قَلَمِكَ الأَعْلى لِمَنْ فِيْ مَلَكُوتِ الإِنْشاءِ، أَيْ رَبِّ أَسْئَلُكَ بِتِلْكَ الأَيَّامِ وَالَّذِينَ تَمَسَّكوا فِيها بِحَبْلِ أَوامِرِكَ وَعُرْوَةِ أَحْكامِكَ بِأَنْ تَجْعَلَ لِكُلِّ نَفْسٍ مَقَرًّا فِيْ جِوارِكَ وَمَقامًا لَدى ظُهُورِ نُورِ وَجْهِكَ،

به خواندن ادامه دهید

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته آموزه‌های اساسی

فقط اعتراض؛ هم‌چنان در انتظار پاسخ

تعدادی پیام از برخی کاربران دریافت کرده‌ایم که عمدتاً ناخشنودی خود را از انتشار مقالات و یادداشت‌ها و کلیّه‌ی مطالب منتشر شده در عهد و میثاق اعلام کرده‌اند؛ بدون آن‌که پاسخی علمی و منطقی برای آن‌ها داشته باشند، هم‌چنین ما را مغرض و مطرود خوانده‌اند و یا هدف عهد و میثاق را ضعیف و بی‌اعتبار جلوه‌دادن دیانت بهائی‌ معرفی کرده‌اند!!

از سوی دیگر یکی از دوستان برای پاسخ‌دهی به مقالات و پرسش‌ها، مطالبه‌ی آدرس و شماره تلفن کرده بودند که به این دوست عزیز اعلام می‌کنیم مطالب منتشر شده در عهد و میثاق مشکلات فردی و شخصی نیست که با تماس‌ها و ارتباط‌هایی از این جنس مرتفع شود؛ بلکه موضوعی است اساسی در زمینه‌ی اعتقاد بنیادین عهد و میثاق که مرتبط با جامعه‌ی بهائی می‌باشد، هر پاسخی که برای مقالات و پرسش‌ها در نظر دارید برای ما ارسال نمایید تا نسبت به انتشار عمومی آن اقدام شود.

ضمناً در صورتی که در مورد مقاله و یا مطلب خاصّی مایل به اظهارنظر هستید، می‌توانید ذیل همان مقاله نظر خود را درج نمایید تا اگر پاسخ‌گویی وبگاه عهد و میثاق را می‌طلبد نسبت به آن اقدام مقتضی صورت پذیرد.

از این پس برای این‌گونه پیام‌های دریافتی بخشی به نام «گزیده‌ای از نظرات» را می‌گشاییم تا عموم کاربران عزیز در جریان آن‌ها قرار گیرند.

به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته گزیده‌ای از نظرات

پرسش‌های اساسی در انتظار پاسخ؛ بخش سوم

بخش سوم از پرسش‌های اساسی در انتظار پاسخ، پرسش‌های پایانی مقاله‌ی «دروغ بزرگ» به امید دریافت پاسخ از بیت‌العدل فعلی و پیروان آن ارائه می‌گردد.

عهد و میثاق در صورت دریافت هر گونه پاسخی از سوی بیت‌العدل فعلی و یا پیروانش، نسبت به انتشار آن اقدام خواهد نمود؛ عدم انتشار پاسخ به پرسش‌های مطرح شده در این بخش به معنای بی‌‌پاسخ ماندن آن‌ها است.

به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته پرسش‌های اساسی

دروغ بزرگ

بهائیان طرفدار بیت‌العدل فعلی اعتقاد دارند که شوقی ربّانی، ولی امر دیانت بهائی، دار فانی را وداع گفت بدون این‌که برای جامعه‌ی بهائی جانشینی تعیین و معرفی نماید.

ایادیان امر نیز پس از صعود (مرگ) شوقی اعلام نمودند که از او وصیّت نامه‌ای باقی نمانده و او نتوانسته است برای خود جانشینی تعیین و معرفی نماید.

این سخنان در حقیقت توهینی آشکار است به شوقی ربّانی، زیرا حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا تأکید کرده بودند که ولی امر باید در طول حیات خود، جانشین پس از خویش را تعیین و معرفی نماید تا پس از او اختلافی بروز نکند.

بنابر این کسانی که معتقدند شوقی ربّانی در زمان حیات، جانشین خود را تعیین نکرده است در حقیقت مدّعی‌اند که:

۱- الواح وصایای حضرت عبدالبهاء اشتباه است!!

۲- شوقی افندی نسبت به الواح وصایا بی‌توجّه بوده است!!

۳- مصونیّت از خطای مقام تبیین زیر سوأل است!!

۴- اظهارات خلاف واقع از سوی رهبران بهائی بیان شده است!!

به خواندن ادامه دهید

۱ دیدگاه

دسته مقالات

یادداشت‌های روزانه‌ی جناب چارلز میسن ریمی؛ بخش ششم (۱۹۱۰ و ۱۹۱۱)

۱۹۱۰ (هندوستان): جناب میسن ریمی از کلکته، بارودا، بنارس، کورن‌پو، آگرا، دهلی و مونت‌آبو دیدار کرده و در جاهای مختلف به سخنرانی پرداختند. آن دو (جناب ریمی و استروون) از بمبئی با کشتی به سمت عکّا رفتند. در آن‌جا حضرت عبدالبهاء به آن‌ها گفت:

«مردان و زنان بهائی را تشویق کنید تا به هند بروند. در هندوستان خصوصاً خانم‌های بهائی معلّم مورد نیاز است. تأخیر جایز نیست.»

مسیری که توسط جناب ریمی و استروون طی شد به صورت الگویی برای سایر بهائیان غربی درآمد. سفرهای اوبر، هاریس، اسپراگ، میسن ریمی، استروون ، بتلن (Bethlen) و دریفوس بارنی (Drey fus Barny) شروع تلاش‌هایی برای بهائیان غربی بود؛ خصوصاً بهائیان آمریکایی، تا به خدمت امر در سطح جهانی بپردازند.

 ۱۹۱۰-۱۹۱۱: رابرت استاکمن، نویسنده‌ی کتاب «دیانت بهائی در آمریکا» به هنگام گفتگو و صحبت درباره‌ی این دوره گفت: چارلز میسن ریمی یکی از فعّال‌ترین و با معلومات‌ترین بهائیان آمریکا بود.

به خواندن ادامه دهید

۱ دیدگاه

دسته آموزه‌های اساسی

یادداشت‌های روزانه‌ی جناب چارلز میسن ریمی؛ بخش پنجم (۱۹۰۹)

۱۹۰۹: احمد سهراب به واشنگتن دی. سی، محلّ زندگی خود بازگشت و در آن‌جا با بهائیان نخبه دیدار کرد و ایده‌ی حمایت و توجّه ویژه به توسعه‌ی آموزشی، اقتصادی و بازرگانی ایران و جامعه‌ی بهائی آن‌را مطرح نمود. واشنگتن محلّ مناسبی برای تصدّی سرپرستی این کار بود. سهراب جوان، سخنور و در زبان انگلیسی سلیس بود و چارلز میسن ریمی یک برنامه‌ریز و سازمان دهنده‌ی عالی بود که امکانات مالی قابل توجّهی داشت.

نشست مقدّماتی در اوایل ۱۹۱۰ برگزار شد و ۳۵۰ نفر بهائی و غیر بهائی از جمله عدّه‌ی زیادی از نخبگان در آن جلسه شرکت کردند.

فوریه ۱۹۰۹: تورنتن چیس (اوّلین بهائی آمریکا) یک نامه‌ی ۴۶ صفحه‌ای از چارلز میسن ریمی دریافت کرد که در آن به طور مشروح و مفصّل، تمام مشکلاتی که در بین جوامع بهائیان نیویورک و واشنگتن اتّفاق افتاده بود را بیان نموده بود.

به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته آموزه‌های اساسی

پرسش‌های اساسی در انتظار پاسخ؛ بخش دوم

به عنوان بخش دوم از پرسش‌های اساسی در انتظار پاسخ، پرسش‌های پایانی مقاله‌ی «بنیان اعتقاد» به امید دریافت پاسخ از بیت‌العدل فعلی و پیروان آن ارائه می‌گردد.

عهد و میثاق در صورت دریافت هر گونه پاسخی از سوی بیت‌العدل فعلی و یا پیروانش، نسبت به انتشار آن اقدام خواهد نمود؛ عدم انتشار پاسخ به پرسش‌های مطرح شده در این بخش به معنای بی‌‌پاسخ ماندن آن‌ها است:

به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته پرسش‌های اساسی