پیام جناب نصرت‌الله بهره‌مند، چهارمین ولیّ امر دیانت بهائی، به‌همراه ترجمه‌ی فارسی آن، به‌مناسبت دویستمین سالگرد تولّد حضرت بهاءالله

Nosrat'u'llah Bahremand--2

نسخه‌ی آماده چاپ متن پیام و ترجمه‌ی فارسی آن را با کلیک بر روی آیکون‌های ذیل بارگذاری نمایید:

نسخه‌ی آماده چاپ متن پیام

PDF-DL

نسخه‌ی آماده چاپ ترجمه‌ی فارسی پیام

PDF-DL

ترجمه‌ی پیام مورخ شانزدهم اکتبر ۲۰۱۷ ولیّ امرالله

دویستمین سالگرد تولد حضرت بهاءالله روز تعیین شده برای جشن سالگرد

 

این روزها جوامع بهائی در سراسر جهان، برگزاری جشن‌های دویستمین سالگرد میلاد حضرت بهاءالله را در روزنامه‌های محلّی و یا با استفاده از اینترنت به آگاهی مردم می‌رسانند. این کاری شایسته است، امّا متأسفانه کسانی که دستورالعمل‌های بیت العدل بدلی را به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه دنبال می‌کنند، در آگهی‌های خود روز تولد حضرت بهاءالله را ۲۲ اکتبر اعلام کرده‌اند، در صورتی‌که میلاد آن‌حضرت روز ۱۲ نوامبر ۱۸۱۷، می‌باشد. انگیزه این اشتباه شرم‌آور، پیروی کورکورانه آن‌ها از نامه مورخ ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۴ بیت العدل بدلی می‌باشد که نوشته است:

«یوم تولّد حضرت بهاءالله و تولّد حضرت ربّ اعلی تا به حال همیشه در شرق در روزهای اوّل و دوم ماه محرّم مطابق تقویم هجری قمری برگزار شده است. حضرت بهاءالله تصریح میفرمایند که «این دو یک یوم محسوب شده عندالله.» در عین حال در مکتوبی به زبان انگلیسی از طرف حضرت ولیّ امرالله ذکر شده است که «در آینده بدون تردید همه‌ی ایّام متبرّکه طبق تقویم شمسی رعایت خواهد شد و تمهیدات لازم برای برگزاری عمومی دو عید سعید میلاد فراهم خواهد گردید.» این مسأله‌ که چگونه خصوصیّت قمری بودن این دو یوم مبارک در متن تقویم شمسی حفظ خواهد شد تا کنون بدون پاسخ مانده بود. این دو عید مبارک از این پس بر طبق تصمیم این جمع، در اوّلین و دومین روز هشتمین ماه قمری پس از نوروز بر اساس جداول نجومی که از پیش با در نظر گرفتن طهران به عنوان نقطه‌ی مبدأ تهیّه شده، برگزار خواهد گردید. در نتیجه، ایّام برگزاری دو عید میلاد، سال به سال تغییر خواهد کرد و دو روز متوالی در شهرالمشیّه، شهرالعلم و یا شهرالقدره در تاریخ بهائی و بین نیمه‌ی اکتبر تا نیمه نوامبر در تاریخ میلادی خواهد بود.»

(http://donyayebahai.org)

حضرت بهاءالله در رساله‌ی سوأل و جواب در پاسخ به سوألی درباره‌ی تاریخ میلاد ایشان و حضرت باب می‌فرمایند که «این دو یک یوم محسوب شده عندالله.»

چنان‌چه مجریان بیت العدل بدلی آثار حضرت بهاءالله را مطالعه کرده بودند، متوجّه می‌شدند سبب آن که «این دو یک یوم محسوب شده عندالله.» آن است که حضرت باب نیز از مظاهر کلیه الهیه می‌باشند و این دو روز نزد خداوند همانند هستند.

«مقصود از شمس و قمر که در کلمات انبیاء مذکور است، منحصر به این شمس و قمر ظاهری نیست که ملاحظه می‌شود … یک معنی از شمس، شمس‌های حقیقتاند که از مشرق قدم طالع می‌شوند و بر جمیع ممکنات ابلاغ فیض می‌فرمایند و این شموس حقیقت، مظاهر کلّیّه الهی هستند در عوالم صفات و اسمای او.»

(حضرت بهاءالله، کتاب ایقان، صفحه ۲۲)

به خواندن ادامه دهید

Advertisements

بیان دیدگاه

دسته آموزه‌های اساسی

دویستمین سالروز تولّد حضرت بهاءالله

Bicentenary--2

دویستمین سالروز میلاد جمال اقدس ابهی جل سلطانه بر چهارمین ولیّ امر دیانت بهائی و شما ثابتان بر عهد و میثاق الهی مبارک باد!

(۱۲ نوامبر ۲۰۱۷ مطابق با ۲۱ آبان ۱۳۹۶)

Bicentenary--3

بیان دیدگاه

دسته اخبار

بی‌تدبیری جدیدی از بیت العدل نامشروع!

Bicentenary--1

تعالیم حضرت بهاءالله و پیام حضرت مولی‌ الورا، هماره وحدت عالم انسانی، دوری از تفرقه، تعصب و برخوردهای غیر انسانی بوده و خود ایشان هم این سلوک را در حیات خویش داشتند و به آن عمل می‌کردند. هیکل مبارک بارها جملاتی درباره در آغوش گرفتن دشمنان و برخورد مهربانانه با اعداء بیان فرموده‌اند، قوله احلی: «همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار»، «گرگ‌های خونخوار را چون آهوی ختن بدانید …» و

به همین جهت مراسم دویستمین سالگرد تولد حضرت بهاءالله شاید بهانه‌ای باشد برای تذکّر به تعالیم جمال مبارک و تذکّری باشد تا این پیام هرچه بیشتر در بین بشریّت گسترش یابد و صلح عمومی در جهان فراگیر شود.

این روزها که جشن‌های دویستمین سالگرد ولادت حضرت بهاءالله در جریان است و اکثر احبّا هم بسیار به آن اهمیت می‌دهند، توقع این است که آموزه‌های جمال مبارک بیشتر از همیشه به عمل درآمده و نمایش داده شود، تا بتوان از این فرصت برای ابلاغ کلمه و روشن کردن افراد کم اطّلاع استفاده کرد. متأسفانه در اين ایام اعمالی از رهبری جامعه‌ی امر مشاهده می‌گردد كه نه تنها مخالف نصوص و تعالیم حضرت بهاءالله است، بلكه از نظر عقلی نيز قابل قبول نمی‌باشد.

داستان از این قرار است که چندی پیش کانالی در تلگرام به نام «میلاد حضرت بهاءالله» ایجاد شد که در آن سندی تحت عنوان «مجموعه‌ای به‌عنوان دستیاران ناظمین و همکاران جشن‌های دویستمین سالگرد میلاد حضرت بهاءالله» انتشار یافت و به معرفی فعالیّت‌های احبّا در سراسر جهان به‌مناسبت دویستمین سالگرد ولادت حضرت بهاءالله می‌پرداخت؛ تصاویر و شرح فعالیت‌هایی را در این زمینه منتشر می‌کرد و بسیاری از احبّای الهی را هم به خاطر این حجم از تبلیغ خوشحال کرده بود.

چند روز پیش در مورد این کانال، پیامی از بیت العدل بدلی تحت عنوان «پاسخ به سوأل یکی از احبّا» پخش شد. بیت العدل اعلام کرده بود که این فرد بهائی نیست و اختیار اظهارنظر و دخالت در امور امری و برگزاری بزرگداشت میلاد جمال مبارک را ندارد. اظهاراتش را باید نادیده انگاشت. نیّت واقعی از تأسیس این کانال معلوم نیست و نباید به توصیه‌های آن عمل کرد.

پرسشی که این‌جا پیش می‌آید این است که مگر هر کسی که بر اساس باور قلبی خویش و شوق به حضرت بهاءالله، برای مراسم میلادشان کاری می‌کند باید از بیت العدل مجوز بگیرد؟! مگر دین یک امر قلبی نیست؟! مگر دین برای الفت نیامده است؟! مگر حضرت عبدالبهاء نفرمودند که دینی که سبب اختلاف شود، بی‌دینی بهتر است؟! حتّی اگر ادمین این کانال نیز بهائی نباشد، آیا نباید او را تشویق کرد؟! آیا این کار باعث بریده‌شدن محبّین از جامعه‌ی امر نیست؟! آیا این کار بیت العدل در راستای تعلیمات دیانت بهائی است؟! آیا این کار نوعی دیکتاتوری نیست؟! مگر شوقی ربّانی نفرمودند که نظم بدیع از انظمه سقیمه سابقه ممتاز خواهد بود؟!

عجبا که این حرکت از اقدامات برخی دیکتاتورهای مشهور تاریخ هم بدتر است؛ یعنی به‌راستی اگر بخواهیم دیکتاتوری را پیاده کنیم، غیر از این روش، طریق دیگری هم هست؟! این که محبّین از همه‌جا بریده و به تعالیم جمال مبارک چنگ زده را این‌گونه از خود برانیم و اجازه‌ی اظهارنظر هم ندهیم!

به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته مقالات, اخبار

تغییر عقیده‌ی روحیه ماکسول (بخش دوم)

Ruhiyyih

پس از انتشار مقاله‌ی «تغییر عقیده‌ی روحیه ماکسول»، جناب علی ثابتی، یادداشتی در مورد این مقاله، ذیل آن و در بخش نظرات مقاله ارسال کردند. عهد و میثاق، ضمن تشکّر صمیمانه از این یار عزیز و بزرگوار، از آن‌جا که یادداشت ایشان حاوی نکات بسیار ارزشمندی است، به‌عنوان بخش دوم مقاله‌ی اخیر و برای بهره‌مندی هر چه بیشتر همراهان گرامی، آن را منتشر می‌نماید.

در مورد مقاله «تغییر عقیده‌ی روحیه ماکسول» باید متذکّر شد که گناه روحیه خانم در گمراهی و شکستن عهد و میثاق کمتر از ایادیان نمی‌باشد؛ بلکه اگر به پیام‌ها و کتب نوشته شده توسط روحیه خانم نگاهی داشته باشیم، می‌بینیم که عامل اصلی بی‌توجّهی بهائیان به اوّلین شورای بین‌المللی بهائی و هم‌چنین به دومین ولیّ امر بهائی، جناب میسن ریمی، روحیه خانم می‌باشد. قسمتی از نوشته‌ی ولیّ امرالله، جناب نصرت‌الله بهره‌مند را در این مورد برایتان درج می‌کنم:

در سال ۱۹۵۷ که حضرت شوقی افندی به ملکوت ابها صعود نمود، جسد عنصریش به عنوان اوّلین ولیّ امر الله به‌خاک سپرده شد در آن زمان، سوأل رایج این بود که ولیّ امر بعدی کیست؟ نه این‌که آیا اوّلین ولیّ امرالله جانشین خود را تعیین کرده است؟ زیرا مؤمنین ثابت قدم، هرگز کوچک‌ترین شک و شبهه‌ای به‌خود راه نمی‌دادند که شوقی افندی در اجرا و اعمال مهم‌ترین وظیفه‌ای که به‌موجب الواح مبارک وصایا به‌عهده داشت قصور ورزیده باشد؛ امّا مشخّص است که روحیه خانم کوشید تا توجّه بهائیان را از شورای بین‌المللی بهائی (بیت عدل اعظم در حالت جنینی) منحرف و به ایادی امر جلب نماید. او در همان تلگرام که صعود اوّلین ولیّ امرالله را مخابره نمود به بهائیان تکایف نمود «به مؤسّسه ایادی» متشبّث شوند و در تلگرام بعدیش تصمیم خود را برای تغیر مسیر امراعلام نمود:

«… از مؤمنین بخواهید که با ثبوت و استقامت بر ایمان به مؤسسه ایادی که اخیراً تقویت آن به‌وسیله‌ی ولیّ عزیز امرالله مورد تأکید قرار گرفته است تمسّک جویند…»

(روحیه خانم،The Passing of Shoghi Effendi, p. 12 )

«… هر خبری که منتشر می‌شود باید حاکی از آن باشد که ایادی امرالله به‌زودی در حیفا مجتمع و درباره‌ی ترتیبات و برنامه‌های آینده تصمیمات خود را اعلام خواهند نمود…»

(روحیه خانم، The Passing of Shoghi Effendi, p. 13)

و به این ترتیب در زمانی که هنوز پیکر اوّلین ولیّ امرالله دفن نشده بود، بذر نقض عهد و میثاق پاشیده شد!

حضرت عبد البهاء می‌فرمایند:

«تا از تعاليم الهيّه تجاوز نشود، انشقاق حاصل نگردد»

(مكاتيب حضرت عبدالبها،جلد ٤، صفحه ۲۷)

مسلماً دوستان عزیز آگاهی دارند که ایادی، فاقد هرگونه اختیارات و مسؤولیّت‌های اداری می‌باشند، به‌موجب الواح وصایای حضرت عبدالبهاء، وظیفه‌ی ایادی امرالله در دیانت بهائی به‌شرح زیر تعیین شده است:

به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته مقالات, همراهان عهد و میثاق

تغییر عقیده‌ی روحیه ماکسول

روحیه ماکسول

ایمان، گوهر گران‌بهایی است که تنها گوهرشناس قدر آن را می‌داند و بس!

چه‌بسا کسان که چندی در سلک مؤمنان درآمدند، امّا به سبب ضعف شخصیت و تذبذب قلب، با اندک وسوسه دنیایی عنان از کف بدادند و این دُرّ گران‌بها را به سنگریزه‌ای بی‌ارزش از جنس ثروت یا شهرت و قدرت دنیوی به رایگان باختند.

به‌عنوان نمونه‌ای بارز از این دست افراد، می‌توان از روحیه ماکسول نام برد. وی که در زمان حیات عنصری حضرت ولیّ امرالله، در جایگاه فردی مؤمن، پذیرش با شناخت و از صمیم قلب نسبت به مقام و موقعیت ولایت امر را ضروری و واجب می‌شمرد و توأم و قرین‌بودن ولایت امر را با بیت العدل، ضامن و کافل آیین الهی می‌دانست، بعد از گذشت کوتاه زمانی با صعود جانسوز شوقی ربّانی، تمام آن گفته‌ها را به فراموشی سپرد و با بی‌وفایی به مقام ولایت امرالله، پیروی ایادیان ناقض امر را بر اطاعت از دومین ولیّ امر ترجیح داد!

برای نمونه، نظر شما را به بخشی از مقاله روحیه ماكسول در اخبار امری آمریكا، شماره ۲۲۰، به نقل ترجمه از اخبار امری، شماره ۶ شهریور ماه ۱۳۲۸ شمسی، صفحه ۶، جلب می‌کنیم:

به خواندن ادامه دهید

2 دیدگاه

دسته مقالات

بیت العدل و نوعروس ناآگاه

نقل است که روزی جوان تازه دامادی نوعروسش را دید که در آشپزخانه، برای تهیّه غذا سوسیس‌ها را خرد می‌کند. به او گفت عزیزم سوسیس‌های مرا درسته سرخ کن، من سوسیس خرد کرده دوست ندارم! همسرش گفت: «امکان ندارد! مگر می‌شود سوسیس را خرد نکرده سرخ کرد! من از وقتی به یاد دارم مادرم سوسیس را خرد کرده سرخ می‌کرد! حتماً حکمتی در این کار بوده است وگرنه مادرم بی‌دلیل کاری نمی‌کند! مرد جوان هر چه کرد نتوانست به همسر خود بفهماند که سرخ کردن هات‌داگ به‌طور کامل اشکالی ندارد. پس به اتّفاق هم به دیدن مادر زن رفتند. جالب این‌که مادر هم گفت: «هرگز، نباید سوسیس را به‌صورت کامل سرخ کرد. این کار اشتباه است، چرا که از وقتی یادم می‌آید، مادرم سوسیس را خرد کرده سرخ می‌کرد. می دانی که مادرم به دانش و حکمت مشهور است!»

مرد هر چه کرد نتوانست مادر و دختر را قانع کند. نهایتاً خسته از بحث طولانی، چاره را در آن دید که حکمت خرد کردن سوسیس را از مادر بزرگ بپرسند. هر سه به نزد مادر بزرگ رفتند و گفتند: «از آن‌جایی که وصف حکمت و دانش شما شهره شهر است، لطفاً حکمت خرد کردن سوسیس را برای ما بفرمایید.»

مادر بزرگ دانا لبخندی زد و گفت: «ما در اوایل زندگی فقط یک تابه‌ی کوچک داشتیم و من برای این‌که تمام سوسیس‌ها را یک‌جا سرخ کنم، اجباراً آن‌ها را خرد می کردم!»

این حکایت را از آن جهت نقل کردم که بگویم، گه‌گاه افرادی کم اطّلاع و مغرور، از عمل شخصیّتی دانا و حکیم برداشتی غلط و غیر واقعی می‌کنند و آن‌چنان از برداشت جاهلانه‌ی خود سرمست و مشعوف می‌شوند که آن را قانونی انکارناپذیر می‌پندارند و حتّی لحظه‌ای به اشتباه بودن آن قانون خودساخته فکر نمی‌کنند. وای از آن زمان که این قانون‌های غلط خودساخته، بهره‌ی مادّی هم برای آن‌ها دربر داشته باشد!

نمونه روشن این اشتباه، اقدام بیت العدل بدلی به ناقض خواندن منتقدان خود از جمله بهائیان ارتدکس و ممانعت از تحقیق احبّا در موضوع جانشینی شوقی ربّانی است. این اقدام بیت العدل خودخوانده، برگرفته از اعمال غیرمشروع ایادیان، بعد از صعود شوقی ربّانی است. آن‌ها میسن ریمی و پیروانش را ناقض خوانده و حکم به طرد روحانی ایشان دادند. جالب این‌جا است که آن‌ها اعمال غیرقانونی خود را مستند به عملکرد شوقی افندی نمودند و به احبّای عالم القاء کردند که طردهای انجام شده و انتخابات نابهنگام تعدادی از محافل محلّی و بعضا ملّی لازمه‌ی حفظ امرالله است!

به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته همراهان عهد و میثاق

بیت العدل فعلی كجا؟! ولیّ امرالله كجا؟!

متأسفانه خیلی‌ها برداشت درستی از عظمت، جایگاه و مقام شامخ ولیّ امرالله در دیانت بهائی ندارند و در مورد شأن و منزلت آن، به اشتباه افتاده‌اند و یا عمداً سعی در نادیده گرفتن آن دارند.

بیت العدل بدلی در قسمتی از مكتوب مورخ ۲۷ می ۱۹۶۶ خود با كمال جسارت، جایگاه خود را با جایگاه ولیّ امرالله یكسان پنداشته و اظهار می‌دارد :

«حضرت شوقی افندی طیّ دوران سی و شش سال ولایت خود بدون حضور بیت العدل به انجام وظیفه پرداختند، اینک نوبت بیت العدل اعظم است تا بدون ولیّ امر فعّالیّت نماید.»

اگر بخواهیم با دیدی خوش‌بینانه به بررسی بیان فوق بپردازیم باید اذعان كنیم كه بیت العدل، چنان‌كه باید و شاید به عظمت، مزایا و اختیارات مقام ولایت امرالله، واقف نیست و سعی دارد که با توجیهات بی‌اساس، مقام ولیّ امرالله را در نزد احباء، همطراز بیت العدل و حتّی پائین‌تر از آن قلمداد نماید! درحالی كه ولیّ امر هرچند از نظر ظاهری در كالبد انسانی قرار دارد، ولی از جنبه‌ی روحانی دارای مسؤولیتی الاهی است.

در الواح وصایای مباركه حضرت عبدالبها از ولیّ امرالله به عنوان آیت الله، غصن ممتاز، حصن متین امرالله، مرجع كلّ كتاب اقدس، مبیّن آیات الله، رئیس دائمی بیت العدل یاد شده است. مؤسسه ولایت امرالله نیز به عنوان ركن اساسی نظم جهان آرای الهی شمرده شده است؛ تا بدان‌جا که از سوی شوقی ربّانی مقرّر گردید تا بنایی معظم و مجزا به نام دارالولایه در ارض اقدس تأسیس شود تا محلّ استقرار ولیّ امر الله و ولات امر آینده گردد. ضمن این‌كه تعیین حدود قانون‌گذاری و صلاحیّت اعضای بیت العدل، اخذ حقوق الله، طرد روحانی نفوس خاطی، اخراج اعضای خطاكار بیت العدل، توصیه به اصلاح مصوّبات نادرست بیت العدل، تفسیر آیات و مبهمات و رموز موجود در الواح و آثار، انتصاب ایادیان امرالله و امنای حقوق الله و … نیز از اختیارات خاصّه‌ی ولات امر شمرده شده است.

حضرت عبدالبهاء در الواح وصایای مباركه، اطاعت از ولیّ امرالله و تمكین از ایشان را بر ایادیان، اعضای بیت العدل و تمامی بهائیان لازم دانسته‌اند و به صورت صریح، به همگان دستور فرموده‌اند كه مواظب باشید كه غبار حزن و كدورتی بر خاطر نورانی ولیّ امرالله ننشیند؛ چنین تعبیراتی در هیچ كجا در مورد بیت العدل و اعضای آن بیان نشده است.

به خواندن ادامه دهید

بیان دیدگاه

دسته مقالات